خانه عناوین مطالب تماس با من

remembrance

remembrance

پیوندها

  • حرفهای یه دختر غمگین
  • درست هم زمان یا طلوع آفتاب....
  • عاشقانه
  • آغاز همدلی
  • آسمان
  • shortest straw
  • چکاوک تنها
  • ترنج
  • سایه امید
  • اکسیر عشق
  • سکوت شبانه
  • چشمان تنها
  • رنگارنگ

جدیدترین یادداشت‌ها

همه
  • پرواز...
  • نامه ای به یک فاحشه..
  • عجیبند...
  • لحضه ها...
  • حالم گرفتست..
  • غرور زخمی
  • خاطره

بایگانی

  • بهمن 1392 7

آمار : 8536 بازدید Powered by Blogsky

عناوین یادداشت‌ها

  • پرواز... سه‌شنبه 29 بهمن‌ماه سال 1392 00:52
    پرواز اندازه آدم و بر ملا میکنه هرچی بالاتر میری هرچی بالاتروبالاتر میری دنیا از دید تو بزرگتر میشه و تواز دید دنیا کوچکتر.......
  • نامه ای به یک فاحشه.. شنبه 26 بهمن‌ماه سال 1392 10:07
    راستی روسپی! از خودت پرسیدی چرا اگر در سرزمین من و تو، زنی زنانگی اش را بفروشد که نان در بیارد رگ غیرت اربابان بیرون می زند اما اگر همان زن کلیه اش را بفروشد تا نانی بخرد و یا شوهر زندانی اش آزاد شود این «ایثار» است ! مگر هردو از یک تن نیست؟ بفروش ! تنت را حراج کن… من در دیارم کسانی را دیدم که دین خدا را چوب میزنند به...
  • عجیبند... شنبه 26 بهمن‌ماه سال 1392 00:32
    خاطرات خیلی عجیبند !!! گاهی اوقات می خندیم به روزهایی که گریه میکردیم . . . گاهی گریه میکنیم به یاد روزهایی که میخندیدیم . . . !!
  • لحضه ها... یکشنبه 20 بهمن‌ماه سال 1392 15:14
    لحظه هاست که آدمی را هیچ وپوچ می کند لحظه هاست که انسان را فرسوده و خسته از زندگانی می کند لحظه هاست که عمر ما را به پایان می رساند و لحظه هاست که انسان را فریب می دهند بیاید از پس لحظه ها بگریزیم به امید لحظه ی بعدی زندگی نکنیم این گونه بی اندیشیم که انگار لحظه ی بعدی پس راه ما نیست و از همین لحظه لذت ببریم نه به...
  • حالم گرفتست.. یکشنبه 20 بهمن‌ماه سال 1392 00:55
    چقدر دلم هوای آسمان کرده فرقی نمی کند ابری باشد یا ستاره باران دلم برای آسمان تنگ است انگار باز حال و هوای دلم ابری شده گلویم از بغضی سنگین می سوزد چشمهایم می خواهند ببارند ولی نمی گذارند مثل همیشه این هم یکی دیگر از معایب بزرگ شدن است حالا آرزو دارم بتوانم کودکانه گریه کنم ولی افسوس...
  • غرور زخمی دوشنبه 14 بهمن‌ماه سال 1392 10:03
    تو سکوت لحظه هام یه بهت تلخه این صدای نیمه جون بغض یه مرده بشنو این مرسیه ی تلخ سکوت این صدا ترانه نیست قصه ی درده......
  • خاطره جمعه 11 بهمن‌ماه سال 1392 01:12
    به خاطرات میروم به راه رو های تاریک مغزم و خاطرات م را از دورن گنجه های ذهنم می کشم بیرون و به یاد می آورم آن روزها را آن سفرهای شیرین ....... مزه شان چقدر شیرین است مثل کودکی که دنبال یه آبنبات چوبی می گرده.... من آبنبات می خوام